تبليغاتX
تکامل عشق


وقتي مردي يك زن را مورد توجه قرار ميدهد، قوه تخيلـش  بكار مي افتد. در اغلب موارد اينكه او چه چيـزي پوشـيـده  است اهميت ندارد. براي مردان، قوه تــخيـل باعـث ايـجـاد  پيش بيني ها و اميد به آشنايي ميگردد!

از طرف ديگر هنگامي كـه يـك زن مـردي را مـورد توجه قرار  مــي دهــد، بــندرت در وحله اول تفكرات جنسي در مورد  او بـه ذهـنـش خطور ميكند. بيـشتر احتمال دارد كه وي او را مورد توجه قرار دهد به اين دليـل كه شبـيه مردي است   كه ميتواند از خود به لـحاظ جسماني، احساسي و مالي  مراقبت نمايد و بـنــظر ميرسد كه ميتواند بر اغلب چالشها  و سختي هاي زندگي فائق آيد.

متاسفــانـه بـرخـي از مــردان بسياري از ارزشـهـاي والاي  انساني را ناديده گرفته و وقـتـي زنـي را مـورد تـوجـه قـرار مي دهند، دو فكر نكوهيده و ناپسند زير به سرعت از ذهنشان خطور مينمايد:

1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسيد؟

2- روابط جنسي او چگونه خواهد بود؟

هنگامي كـه زنـان مـردي را مورد توجه قرار مي دهند، معمولا سه فكر از ذهنشان عبور ميكند:

1- آيا شاغل است؟

2- آيا شغل خوبي دارد؟

3- آيا او ميتواند شغل خوبي را تـا مـدتي كـافي حفظ كند تا هر دو بتوانيم از مـنفعت آن بهرمند شويم؟

شايد اين دليل آن باشد كه چرا مردان احـساس ميكنند پذيرفته شدن آنها توسط يك زن منوط به گذراندن يك تست مشكل در مورد وضعيت جسماني و ماليشان است.

 

مردها نگاهي سر سري دارند، زن ها موشكافانه ميبينند

 

بـرخـلاف بـاور عـمومي، زنـها بـيشتر از مردان به مسائل ديداري اهميت مي دهند. آنـها تـمايل دارنـد آنچه را كه دوست دارند ببينند. اين ديدن لـزوما همـراه با خـيـره شـدن و زل زدن نيست و لزومي ندارد كه آن چيز كاملا واضح و آشكار باشد. يك نـگـاه گذرا كافيست كه تمام جزئيات در ذهن آنها ثبت گردد. مردان تحسين مي كنـنـد زنـان تـفتيش؛ يك زن ممكن است قبل از اينكه چشم در چشم يك مرد دوخته باشد و يـا ايـنـكه توجهش را به خود جلب نموده باشد، بخواهد تصميم به علاقمند شدن به آن مرد بگيرد.

مـردان پـستي بلندي ها و برجستگي ها را مورد توجه قرار مي دهـنـد، زنان ساخـتـار و بـنيان را. آنها به چشمها، دستها، دندانها، لبـخـند و كلاس مردان نـيـز توجه مي كـنـنـد. زنهايي كه بيشتر به خصوصيات وجودي مردان اهميت مي دهنـد، به مردان صادق، اهل گردش روي، قابل اعتماد و با استيل، زيرك، خوش مشرب و باكلاس توجه ميكنند. چنين مرداني به عـنـوان افرادي دوست داشـتـني، مـهربان و علاقمـنـد بـه ديـگران درنظر گرفته مي شوند. آنها محدوده وسيعي از تماسها و بـرخـوردهاي شـخـصي را ايجاد و نگهداري ميكنند.

زن ها از چشمهايشان بـراي برقراري ارتبـاط با مـرد مورد علاقه خود استفاده ميكنند. از طرف ديگر مردها، از تماسهاي چشمي و ديداري در مورد زن مورد علاقه خود اجتناب مينمايند.

با اينكه زنها مي گويند كه دوست ندارند يك مرد به بدن آنها خيره شود، وقتي مـردي كه ممكن اسـت به او عـلاقمند باشند عميقا در چشمهايشان نگاه ميكند، بدون اينـكه ابراز كنند، احساس شعف و شادماني بسيار مي نمايند. مردي كه ميداند براي انتقال علاقه خود به همسر آينده اش چگونه بايد از چشمهايش استفاده كند موفقتر از مردي خواهد بـود كه از نگاه كردن مستقيم به چشمهاي زن مورد علاقه اش خودداري مي كند. تبادل تماسهاي چشمي مرحله آغازين ابراز علاقه محسوب ميگردد.

چگونه ميتوانيد او را علاقمند نگهداريد؟

راز چشم ها

موثرترين روش نگاه كردن به همسر آينده تان چيست؟ از او مي خواهيد برق دلربـايي را در چشمهاي شما ببيند؟ مستقيما در چشمهايش نگاه كرده، گويي كه مي خـواهيد او را هيپنوتيزم  كنيد، لبخند بزنيد و با خود بينديشيد: " آنچه را كه ميبينم دوسـت دارم. " توجه داشته باشيد كه نگاه شما بايد عاري از شهوات نفساني باشد چراكه زنها خيلي راحت ميتوانند به اين موضوع پي ببرند و پيامدش كاملا مشخص است.

بكار بردن موثر و صحيح چـشمها در مـورد يك زن دو هدف را دنبال ميكند. اول اينكه شما علاقه خود نسبت به او را ابراز مي داريد. دوم اينكه ميتوانيد آنچكه او از طريق تماسهاي چشمي سعي در بيانش دارد را تشخيص داده و حدس بزنيد. روي بـرگـردانـدن از يك زن بعد از اينكه با او تماس چشمي برقرار نموديد، بيانگر ضعف و سستي مي باشد. وقتي براي اولين بار با زن مورد علاقه خود تماس چشمي برقرار كرديد، اجازه دهيـد كـه او اين تماس را قطع كند. ممكن است احساس ناراحتي كنـيد، امـا امـتـحان كـنـيـد؛ اين روش جواب ميدهد!

 

اغلب زنها مي توانند بگويـند كه آيا يـك مـرد چشم هاي خـائن، چشم هاي دروغگو، چشم هاي متقلب، چشم هـاي مـتــاهل، چشمهاي منحرف و چشمهاي صادق دارد يا خير.

 

چنانچه مردي از چشمهايش به صـورتي نادرست استفـاده كند، مـمـكن اسـت شـانس موفقيت در برگزيدن همسر مورد علاقه اش را از دست بدهد. زنها قوه درك بالايي دارند. آنها مي تـوانند از نگاه يك مرد احساس كنند كه آيا او صادق و قابل اعتماد است يا خيـر.

اگر مردي از بـرقراي تـمـاس چشمـي بـا زن مـورد عـلاقـه اش خـودداري كـنـد، پـيـغـامـي ميفرستد مبني بر نداشتن تجربه كافي درمورد زنها،خجالتي بودن و عدم اعتماد بنفس و اگر خيلي شديد به وي خيره شود، باعث ناراحتي او خواهد شد. مـردانـي كـه تـجـربـه زيادي در مورد زن ها ندارند بصورت شهواني و نادرست به آنها نگاه ميكنند. مرداني كـه نگاهي مطمئن حاوي پيغام " ميتوانم ترا داشته باشم!" ، بـه همسر آينده اشان دارند، او را مجذوب خودشان ميكنند.

بغير از اينكه زن هـا دستان يـك مـرد را براي اينكه ببيند آيا حلقه ازدواج دارد يا خير، نگاه ميـكنند، يك دليل ديگر را نيز دنبال ميكنند. اگر انگشت انگشتر يك مرد از انگشت سبابه او بلندتر باشد، مفهومش اين است كه سطح تستوسترون ( تستوسترون هورموني در بدن است كه براي تحركات جنسي، تنظيم مقدار چربي، نگهداري عضلات، تعديل قند و فشار خون و جلوگيري از افسردگي مورد نياز است ) بـالايي دارد. اگـر انـگشـت انـگشتر كوتاه تر از انگشت سبابه باشد، مقدار تستوسترون كمتر از ميزان متوسط آن است.

مـردها به سادگي و به اندازه زنها لبخند نمي زنـنـد. اگـر يـك زن خـوشـحـال بـاشـد و يـا احساسات مسرت بخشي را تجربه كند، لبخند ميزنـد. در ميـهمـاني هاي فاميلي خود اگر دقت كنيد كمتر مردي را ميـبينيد كه لبخند بر چهره اش باشد. اغلب آنها طوري بنظر ميرسند كه گويي از حضورشان در ميهماني خوشنود نيستند.

افراديكه داراي چهره اي مـعمولي هستـند و لبخند ميزنند اغلب جذاب تر از مردان خوش قيافه و زنـان زيـبـايي هستند كه لبخند نميزنند.

لبخند يك مرد نشان دهنده دلربايي، خوش بيني، مهربـانـي و با احـسـاسي او اسـت و بيانگر آن است كه آنچه را كه مي بينـد دوسـت دارد و از هـمه مـهمتر شخصي است كه مي توان با او ارتباط برقرار نمود. هنگاميكه ما لبخند ميزنيم عضـلات صـورتمان سيستم عصبي را براي توليد هورمون خاصي بنام "مورفين مغزي" تحريك ميـنمايد. ايـن هورمون در ما احساسي دلپذير و آرامش بخش ايجاد ميكند. ترشح آن يك اثر بي حـسي نـيز به دنبال خواهد داشت.

اكنون وقت آن رسيده كه بيشتر از يك مرد معمولي باشيد.

نقطه نـظر زنها اغلب مردان افرادي معمولي مي باشند  امـا برخي از مردان از لحاظه درجه و رتبه ارجحـيـت دارنـد.  زنان كلاس يك مرد را چگونه تعريف ميكنند؟ كلاس مانـنـد   يك رنگين كمان است. زنها نمي دانند كه كلاس را چـطـور  بـايـد تـعـريف كنند، اما وقتي آنرا مي بـيـنـنـد مـتـوجه اش  ميـگردند. يـك تـجـلي خاص بهمراه هر مرد با كلاس وجـود دارد. او طوري رفتار مي نمايد كه توجه هر زني را به خـود   معطوف ميكند.

يـك مرد باكلاس هر چيزي را با استيل انجام مي دهـد. در  عين حال متظاهر و خودنما نمي باشد. او مجبـور نيـست    كلاسش را به رخ ديگران بكشد. او به همان اندازه اي كـه    بـه خـودش عـلاقه دارد، بـه ديـگران نيز علاقمنـد اسـت. او   ميتواند متواضع و فروتن باشد.از همه مهمتر او با همه زنها با احترام و عزت رفتار ميكند.

يك مرد بـعـد از مـلاقات بـا همسر آينده خـود در يـك مـيهماني چهار چيز را بخاطر خواهد سپرد:

1- آيا با او رقصيد؟                                                                                         

2- آيا او را بوسيد؟

3- آيا به او شماره تلفن داد؟

4- آيا شبي كه او را ملاقات كرد با او صحبتهاي عاشقانه رد و بدل نمود؟

يك زن نـيز بعد از اين كه همسر آينده اش را ملاقات نمود همين مسائل را به ياد خواهد سپرد. اگر چه زنها موارد زير را نيز در مورد شوهرشان به ياد خواهند داشت:

1- چگونگي برقراري ارتباط اوليه توسط او

2- لباس او

3- ادوكولون او

4- نوشيدني و غذايي كه براي خوردن انتخاب كرد

5- آيا مرد با ادب و با تربيتي بود؟

6- آيا با مردها و زنهاي ديگر برخوردي داشت؟ و اگر داشت چگونه

7- آيا او را خنداند؟

 

 

قيافه زيبا همه چيز نيست

 

اين باور كه زنها فقط به مردهاي خوش تيپ و خوش اندام توجه ميكنند افسانه اي بيش نيست. مرداني كه خود را براي تحت تاثير گذاشتن ديگران آماده ميـكنند، مـهربان و اهل گردش هستند و خوش مشربي خويش را به نمايش مي گذارند، كـسـاني هــستند كه براي زنان ديگر جنبه رقابتي پيدا مي كنند. وقـتـي در مورد آن فـكر كـنيد، بـه بـسياري از مسائل پي خواهيد برد.

از آنجايي كه لباسـها معمولا 95 درصد از بدن يك مرد را ميپوشانند، منطقي است كه از زنها انتظار داشــته باشيد كه به آنچه كه  بر تن داريد توجه كنند. همچنين مرداني كه با مـردان و زنـان ديگر معاشرت مي كـنـند، نـا اميد و افسرده بـه نـظـر نـمي رسنـد. زن ها احساسات خود را دنبال كرده و به آنها پاسخ ميدهند. خنده برانگيزنده احساس مسرت است، و زنها عاشق خنديدن مي باشند. اين نكته را هنگاميكه به دنبال همسري براي خود ميگرديد به ذهن بسپاريد.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آذر 1385ساعت 21:8  توسط   | 


اكثر مقالات،مجلات و فيلمها گفته ميشود كه زن و مرد   براي شاد بودن به زيستن در كنار يكديـگـر نـيـاز دارنـد امـا   گاهي اوقات افراد به دلايلي توانايي ازدواج را نداشته و به  ناچار به زندگي مجردي مي پردازند. خبر خوب براي چنين اشخاصي اين است كه همانطور كه ازدواج داراي محاسن  و فوايدي بسياري است، مجردبودن هم براي خود مزايايي   دارد كه بيان آنها خالي از لطف نمي باشد.

زندگي مجردي لبريز از آزاديهايي است كه تصورش ممكـن  است مشكل بنظر برسد. در اين بخش به 10 دليل اصلـي براي مجرد بودن اشاره مي كنيم.

شماره 1

مجبور نيستيد بداخلاقيها، نق زدنها و سرزنشها را تحمل 
آيا بخاطر مي آوريد چند هزار نفر را ديده ايد كه به خـاطر دلايل غير قابل فهم و رفتارهاي تحمل ناپذير همسرشان سر به كوه و بيابان زده اند. از اينكـه قـربـانـي خلق و خوي غير قابل فهم كسي نيستيد و از آرامشي كه حاصل عدم وجود نق زدنها است، لذت ببريد.

 

شماره 2

مي توانيد بدون نگراني وزن خود را افزايش دهيد                                           
همانطور كه مي توانيد زمان بيشتري را در باشگاه ورزشي خود سپري كنيد، همچنـين قادر خواهيد بود اندكي مسائل جسماني را راحت تر گرفته و زياد در قيـد و بـند ظاهرتان نباشيد. تا زماني كه نخواهيد به يك ميهماني مجلل برويد، ديگر نيازي نخواهيـد داشـت كـه هـر روز خـودتـان را شـبـيه آلن دلون يا جنيفر لوپز دربياوريد. راحت باشيد و به سراق آن تـيـشرت و پـيـراهن نـخ نما و مورد علاقه خود رفته و آنرا بپوشيد. از ايـنـكه مي توانيد گه گاهي ژوليده و نا مرتب باشيد لذت ببريد. فقط زياده روي نكنيد تا زمـاني كـه تصميم به ازدواج گرفتيد مجبور به كاهش يكباره وزن اضافه خود نگرديد.

 

شماره 3

مي توانيد  استقلال و آزادي خود را مورد تقدير قرار دهيد                               
ميتوانيد از وقت آزاد خود براي لذت بردن از تنهايي و خود سازي استفاده نماييد. مـجـرد بـودن شـما را مـجـبور بـه انجام كارهايي مانند آشپزي، شستن لباسها و مـرتـب كـردن تخت خواب ميكند. مهارت يافتن در انجام كارهاي مختلف باعث تكامل و پخـتـگي شـما شده و هنگامي كه تصميم به وارد شدن به بازار مكاره عاشقي ميگيريد، برگ برنده اي در دستان شما محسوب خواهد شد.

 

شماره 4

مي توانيد دارايي هاي خود را كنترل نماييد                                                    
اگر ازدواج كرده باشيد مي دانيد كه ديـر يا زود مـقـدار قـابـل تـوجـي از بودجه شما صرف هزينه هاي  نگهداري از همسرتان مي گردد. دوران تجرد يك آزادي كامل مالي را بدنبال داشته، و هرگز نگران پرداختن پول رستوران يا خريدن هدايا نخواهيد بود.

با اين حال توجه داشته باشيد كه اين به معناي پس انداز كـردن پـول تـلـقي نمي گردد. خلاف اين موضوع نيز مي تواند صادق باشد. چون ممكن است حتي شما پول بيشتري را صرف خريدن لباس، وسايل تجملي و ديگر مسائل نماييد. اما حداقل صـاحـب و اربـاب ريال به ريالي هستيد كه پرداخت مي كنيد.

 

شماره 5

براي انجام فعاليتها از وقت بيشتري برخورداريد                                             وقتي مجرد هسـتيد، دلـيـلي بـراي يك گـوشـه نشستن و هيچ كاري انجام ندادن وجود نخواهد داشت. دوست داريد بدن سازي برويد؟ سازي بـنـوازيد؟ در مـورد تماشاي فيلم "مرگ سخت" براي يازدهمين بار چطور؟ چه كسي جلوي شما را مي گيريد؟

حتي ميتوانيد بجاي وقت گذاشتن بـراي نامـزد خود، بـا دوستانتان اوقات بسيار خوشي را در كوهستان بگذرانيد

شماره6

مجبور نيستيد عادات شخص ديگري را تحمل كنيد                                          
عادت كرديد وقتي او از ماشين خودتراش شما براي زدن موهاي پايش اسـتفاده ميكند، با فروتني هر چه تمام تر چشم پوشي كـنـيـد. روشـن كـردن شـمع هـاي معطر در همه اتاقها ديگر قابل تحمل نيست. ميتوانيد با آرامش كامل بدون اينكه مجبور به تحمل خرخر كردن او باشيد بخوابيد و ديگر كسي نيست كه بدون اينكه ككش بگزد هـمه پـتـو را روي خودش انداختـه و شمـا را از آن مـحروم نـمايد. بـجز خود شما هيچ فر ديگري وجود ندارد كه بخواهيد به دلش راه بياييد. به بردباري و شكـيـبـايي خود استراحـتـي سزاوار هـديـه نموده و در آرامش و راحتي زندگي كنيد.

 

شماره 7

مي توانيد هر كاري را در هر موقعي كه بخواهيد انجام دهيد                          
مجرد بودن شما را از انجام كارهاي يكنواخت و حلقه محاصره عادات روزانه خارج ميكند. زمـاني كـه تـوانش را داريد، شهامت بخرج دهيد. بـا دوسـتـان خـود بـه مـاهـي گـيـري و سفرهاي هيجان انگيز برويد. همه اين كارها را بدون اينكه مجبور به جواب پس دادن بـه فرد ديگري باشيد، مي توانيد انجام دهيد. اين نهايت و اوج آزادي است.

 

شماره 8

مي توانيد توجه خود را معطوف شغلتان گردانيد                                            
زندگي همانند يك بازي تردستي مي ماند كه شما مجبوريد همه عوامل و عـناصـر را در هوا نگه داشته در حين اينكه به هر كدام از آنها بطور يكسان توجه ميكنيد. اما اگر يـكي از اين عناصر سقوط كرد و افتاد بايد توان خود را معطوف بقيه نماييد. در زمان تجرد زمان زيادي براي اختصاص دادن به كار و حرفه خود خواهيد داشت. ميـتوانـيد از اين زمان براي ارتقاي سطح شغلي و پيشرفت بيشتر استفاده نماييد. و لازم نـيـست نـگـران قـربـانـي كردن زندگي عشقيتان باشيد، چرا كه مجرد و نيرومند هستيد.

 

شماره 9

مي توانيد ارباب خودتان باشيد                                                                      
روابــط عاشـقانـه مـتـرادف بـا مـصـالـحه و سازش است. در نهايت براي برقراري آرامش و مساوات مجبور به فدا نـمودن چيزهايي كـه دوسـت داريـد خـواهيـد شـد - يـك مـسابقه فوتبال و يا پنير اضـافي روي پـيـتـزايـتـان. از اوقـات تـجرد براي لذت بردن بيشتر از زندگي استفاده نماييد. در برخي معيارهاي كوچك، خودپسندي براي نفس مفيد است.

همچنين ارباب خـود بودن بمعناي اين است كه مجبور به پاسخ دادن به كسي نخواهيد بود. اينـكه بـه خـاطر همه مسائل و اتفاقات نياز به جواب دادن و استنطاق شدن داشته باشيد.

 

شماره 10

مي توانيد فرصتي براي پيدا كردن همسر ايده آل خود بدست آوريد                 در ايام تجرد ميـتـوانيد سعي و تلاش خود را براي يافتن محبوب و معشوق حقيقي خود بكار ببنديد. به عبارت ديگر با اين كار از ازدواجهاي عجولانه و نابخردانـه كـه مـمكن است يك عمر شما را به دردسـر انـداخـتـه و مـشـكـلات غيـر قابل جبراني ايجاد كند، خودداري خواهيد نمود.

مـتاسفانه برخي از افراد به دلايل نادرست زير ممـكن اسـت نـسـنـجيده و بـدون در نـظر گرفتن فاكتورهاي اصلي، اقدام به ازدواج نمايند:

  • رسيدن به سني بخصوص
  • ازدواج كردن همه دوستان ديگر
  • ترس بخاطر از دست دادن نفر فعلي
  • عدم موفقيت آنچناني در روابط پيشين و اينكه نفر فعلي اولين شخصي است كه علاقه نشان مي دهد

با وقت گذاشتن و بررسي بيشتر در مورد عوامل و فاكتورهاي ازدواج موفق مي توانيد از دوران تـجرد بـه عنـوان تـجـربه اي ارزشـمند براي شروع يك زندگي موفق و طولاني بهره ببريد.

 

روي درخشان تنهايي

هر چيزي دو رو دارد؛ خوب و بد. فقط كافي است بياموزيد كه چگونه مي توان آن جـنـبـه خوب را تشخيص داده و شناسايي نمود. اجتماع اهميت زيادي براي يافتن همسر قائـل است، چيزي كه هورمونهايتان شما را سريعا وادار به آن كار مي كنند. دفعـه بـعـدي كــه احـسـاس نـمـوديـد كـه نـيـاز بـه همسر داريد، اما به دلايلي امكان ازدواج در شـما وجود نداشت، اين 10 دليل  را مرور كرده و از مجرد بودن خود لذت ببريد.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 22:6  توسط   | 


اگر از اختلاف هایتان بــعنوان فرصتی برای پیشرفت
در روابــطتان استفاده کنید، هنوز امیدی برای ادامه
ازدواجتان باقيست.

از زمان های قـدیـم، وقــتی زوج ها با هم دعوا داشتند، یا
دچار سوء تفاهمات شده و احساس کمبود می کردند و یا
بـا یـکــدیگر ناسازگاری کرده و تفاهم نداشته اند. اما اولین
چاره ای که در این زمان به ذهنشان میـرسـیده فرار از این
مـوضـوع بـوده و خـود را توجیه می کردند که: "دیگر درست
نمی شـود، مـا خیـلی اختلاف داریم." در کتاب "صمیمـیت
نوین" خلاف این مسئله را نشان می دهند و میـگـویند که
فقـط در عـمـق همـــین اختلاف نظرهاست که می توان به
عشق حقيقي دست یافت.

با تعهد، جرات و انتخاب هایی سالم یاد خواهید گرفت که چطور با همین اختلاف ها بتوانید به پیشبرد رابطه تان کمک کنید. بنابر اصول و روش های گفته شده در کتاب "صمیمیت نوین" اختلاف های بین زوجین دیگر باعث دشمنی بین آنها نمی شود.

"خلاقیت آگاهانه" نام عملیاتی 9 مرحله ای برای بررسی و حل و فصل مشکلات به جای فرار کردن از آنهاست. این یکی از تکنیک هایی است که جودیت و جیم در كتاب "صميميت نوين" به آن توصیه می کنند. هدف شما باید از نو ساختن و یافتن راه هایی نوین برای با هم بودن باشد، راه حلی که هر دوی شما را راضی کند. بنابراین، هر کدام از شما باید در مورد آن مشکل صحبت کند و بعد با احترام نظرات شریک زندگیتان را هم با علاقه گوش دهید.

1- مشکل را پیدا کنید: با صداقت و دقت بگوئید که چه چیز باعث آزار شما شده است.

2- احساسات خود را بفهمید: احساسات خود را با صداقت و روراستی همان لحظه بیان کنید.

3- به یاد داشته باشید که برایتان مهم است: به خاطر داشته باشید که روابط شما مانند موزائیکی است که از تراشه های بسیاری ساخته شده است. بیشتر از هر چیز دیگر به شریک زندگیتان اهمیت دهید.

4-  از عمق احساسات خود آگاه باشید: در طی لحظات سخت و دشوار در رابطه تان آگاه باشید که درونتان چه می گذرد. اجازه ندهید که رفتار های بد گذشته زندگی شما را تحت تاثیر قرار دهد.

5- فکرتان را عوض کنید: باور کنید که هر مسئله و مشکلی را به طرق مختلف می توان حل کرد، و اگر نه این کشمکش هر چه بیشتر و بیشتر خواهد شد.

6- مسئولیت را بپذیرید: از خود بپرسید که از چه راه هایی برای برطرف کردن ناراحتی خود استفاده می کنید. به ندرت پیش می آید که در یک ارتباط تقصیر از هر دو جانب نباشد.

7- به یاد داشته باشید که همسرتان مثل خودتان نیست: راه حل های شما زمانی میتواند مناسب و قابل توجه باشد که هر دوی شما را راضی کند نه فقط خودتان را.

8- خلاق باشید: با همسرتان طوری رفتار کنید که می خواهید با شما رفتار کنند. تجربه های همسرتان را درک کرده و به آنها ارزش بگذارید.

9- دنبال راه حل باشید: در حین اینکه دنبال راه حل می گردید، به یاد داشته باشید که شما دو فرد متفاوت هستید. لازم نیست که کسی برنده این راه حل باشد. توسط این راه حل باید صمیمیت و احترام بیشتر شده و روابطتان بیش از پیش جلو رود.

با این باور خطرساز که با همسرتان مشکل دارید مقابله کنید. این به این معنی است که رابطه ی شما نیاز به کوک شدن یا تعویض روغن دارد. فقط در تخیلات رمانتیک است که همه چیز بدون نیاز به دقت و توجه و تغییر و به راحتی پیش می رود.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 1:20  توسط   | 


  آیا شما بشدت تلاش میکنید تا در مقابل همسرتان فردی
تاثیرگذار جلوه کنید. در ذهن خود میپندارید کارهایی را که
انــــجام میدهید او دوست دارد و حرف هایی را که میزنید،
از شنیدنش لذت می برد اما در واقع هیچ یک از تلاشهای
شما اثر بخش نیست.

این حرف ها به گوشتان آشنا است؟!

بیـشـتر مـردهـا خـواسـتـار انـــجام رفتاری در مقابل زن ها
هستند که آنها را هر چه بیشتر به اهدافشان نزدیک کنـد.
گـریه ميکنند و بارها و بارها به عشق خود اعتراف میـکنند
تنـها بــه این دلیل که بتوانند امتیاز بیشتری را از خانم ها
کسب کنند. اما اگر اندکی بر روی این مطلب دقیق تر شوید متوجه خواهید شد که این رفتار به ظاهر خانم پسند در نهایت منجر به ایجاد دلسردی و آزردگی خاطر در خانم ها میشود.

لیست زیر به 10 نمونه از این رفتارها اشاره دارد. شاید در نگاه اول خانم ها نسبت به چنین رفتاری علاقه نشان دهند اما استعمال بیش از اندازه باعث به وجود آمدن دلخوری بین طرفین میشود. بنابراین اجازه ندهید که رابطه شما به دلیل تصورات غلط دستخوش فرازونشیب شود. با توجه به موارد زیر شما درک صحیحی از رفتاری که باید و مهمتر از آن کارهایی که نباید انجام دهید پیدا می کنید. با به کارگیری تکنیک های یاد شده میتوانید به راحتی بانوی رویاهایتان را پیدا کنید و او را تا ابد در کنار خود نگاه دارید.

1- بیش از اندازه با او تماس تلفني برقرار می کنید
دلایل نادرستی این عمل: اگر میخواهید ارزش خود را نگه دارید از برقراری تماس های پی در پی تلفنی به شدت پرهیز کنید. این امر نه تنها از شما فردی محتاج و وابسته می سازد بلکه صرفا باعث ایجاد رنجش در فرد مقابل است. اگر همیشه شما در آنسوی خط های تلفن باشید، وجه فریبنده خود را در نظر او از دست خواهید داد.

در مقابل چه کاری انجام دهید: هر 2 یا 3 مرتبه ای که شما با او تماس میگیرید او موظف است حداقل یک بار با شما تماس حاصل کند. به دلیل قوانین باستانی جهان در معاشقه، مردها ملزم به برقراری تماس های بیشتری هستند. اما به هر حال تماس تلفنی باید از جانب هر دو طرف اتجام پذیرد. سعی کنید در طی ساعات کاری و روزهای تعطیل تماسی برقرار نکنید.

2- گریه و زاری راه می اندازید
دلایل نادرستی این عمل: ممکن است بارها و بارها با این مسئله روبرو شده باشید که خانم همیشه در آرزوی داشتن همسری حساس و احساساتی هستند به همین دلیل هربار که با او روبرو میشوید سعی میکنید قطره های اشک از چشمانتان جاری شود. این کار اشتباه محض است. گریستن از شما یک فرد نیازمند و بی ثبات می سازد. او به یک فرد قدرتمند احتیاج دارد که توان محافظت و پشتیبانی از او را داشته باشد. گریه کردن باعث می شود تا تصویر مردانه شما از ذهن وی پاک گردد. به رفتارهای ملال آور خود ادامه ندهید. بزرگ ترین اشتباه گریستن در انظار عمومی صرف شاد کردن اوست. این کار فقط و فقط باعث بروز شرمساری در نهان او می گردد.

در مقابل چه کاری انجام دهید: شما تنها در صورتی اجازه گریه کردن دارید که حقیقتا اتفاق غم انگیزی روی داده باشد و اشک هایی که از چشمانتان سرازیر میشود واقعی باشد. به خاطر داشته باشید که تنها برآوردن نیازهای آنهاست که اهمیت دارد و نه اشک های شما.

3- در احترام گذاشتن و اهمیت دادن به او زیاده روی می کنید 
هیچ گاه در انظار عمومی او را آزرده خاطر نسازید. در میان جمع مردم با او معاشقه نکنید و بوس و کنار راه نیندازید. در این حالت نه تنها خود او ممکن است تصمیم به جدایی از شما را بگیرد بلکه دوستان و خانواده نیز او را برای انجام هرچه سریعتر این کار تحت فشار قرار خواهند داد.

در مقابل چه کاری انجام دهید: تعدادی از خانم ها حد معینی از ارتباط را طلب میکنند. شما می بایست این مسیر را با حواس جمعی کامل طی کنید. ابتدا او را آزمایش کنید اگر از خود تمایل نشان داد میتوانید به معاشقه خود با او ادامه دهید.

4- با استفاده از الفاظ بچه گانه می خواهید خود را جذاب تر نشان دهید
دلایل نادرستی این عمل: این کار احمقانه، انزجار آور، مشمئز کننده و تهوع آور است. آیا باز هم توضیح بیشتری می خواهید؟! الفاظ بچه گانه مخصوص بچه ها است بنابراین هیچ گاه از آنها استفاده نکنید.

در مقابل چه کاری انجام دهید: از حیوان خانگی خود برای او صحبت کنید و برای او لطیفه های با مزه تعریف کنید. البته در این کار نیز نباید زیاده روی به خرج دهید. اما اگر او با الفاظ بچه گانه با شما صحبت کرد و در این کار از خود علاقه بسیاری نشان داد شما نیز می توانید این کار را یک بار برای همیشه انجام دهید.

5- همیشه موافق نظر او عمل می کنید
دلایل نادرستی این عمل: خیلی خوب است که به او اجازه دهید تا سالی یکبار برنامه تلویزیونی مورد علاقه اش را تماشا کند، اما اگر بخواهید فیلمی را برای بار بیستم نگاه کنید، در این حالت شما قطعا دارای مشکل هستید. تا حدی خود را خوش مشرب نشان دهید و به او نیز حق انتخاب دهید اما لازم نیست دل و جرات خود را برای همیشه کنار بگذارید. هیچ گاه برای انجام کارهای شخصی از او درخواست اجازه نکنید. این طرز برخورد تنها در رابطه مادر و فرزندی به چشم می خورد و مطمئنا او خواستار بروز یک چنین رفتاری در شما نیست.

در مقابل چه کاری انجام دهید: اعتماد بنفس داشته باشید و به او نشان دهید که از قدرت تصمیم کیری برخوردار هستید. هرزگاهی فیلم مورد علاقه خود را انتخاب کنید، او را به رستوران دلخواه خود ببرید و برنامه تلویزیونی مورد نظرتان را تماشا کنید. این اصول قوانین کلی سازش میان دو نفر هستند، بعضی مواقع او تصمیم میگیرد و گاهی شما.

6- با خانواده و دوستانش بیش از اندازه صمیمی می شوید
دلایل نادرستی این عمل: اگر با خانواده و یا دوستان او ملاقات میکنید لازم نیست در برخورد خود زیاده روی کنید. او نیازمند کسب اطمینان خاطر از جانب شماست و انتظار دارد که تمام مسائل بین خودتان دو نفر و بدون دخالت هیچ کس از جمله خانواده و یا دوستان حل گردد.

در مقابل جه کاری انجام دهید: صمیمی شدن ارتباط شما با خانواده و دوستان او مستلزم گذر زمان است. با آنها برخوردی دوستانه داشته باشید اما هیچ گاه تا این حد پیش نروید که در همان ماه اول بخواهید مراسم جشن تولد برادرش را برنامه ریزی کنید.

7- برای وضع ظاهری خود اهمیت ویژه ای قائل هستید
دلایل نادرستی این عمل: صرف مدت زمان طولانی جلوی آینه توسط آقایان به مزاج خانم ها سازگار نیست. نکته این جاست که اگر بیش از اندازه خود را بیارایید چهره مردانه شما از بین می رود و جاذبه جنسی پنهان خود را از دست خواهید داد. باور کنید یک مرد ساده کشش جنسی بیشتری نسبت به یک دلقک دارد.

در مقابل چه کاری انجام دهید: مطمئن شوید که مرتب و تمیز هستید و از ادکلن های خوش بو استفاده کنید اما بهتر است آرایش و مانيكور را کنار بگذارید تا جاذبه شما در نظر خانم ها افزایش یابد.

8- شما نابهنگام و یا مکررا به عشق خود اعتراف می کنید
دلایل نادرستی این عمل: من مطمئن هستم که شما فکر می کنید تنها راه نفوذ به درون قلب خانم ها گفتن: "دوستت دارم" است. اما شما سخت در اشتباه هستید. نه تنها گفتن پی در پی "دوستت دارم" آنها را خوشحال نکرده، بلكه باعث رنجش درون آنها نیز می شود و شما ریسک دریافت نکردن پاسخ مشابه را نیز به جان می خرید.

در مقابل چه کاری انجام دهید: هر چیز مکان و زمان خاص خود را می طلبد. تنها به این دلیل که می خواهید در او اثر بگذارید "دوستت دارم" را بر زبان نیاورید. تنها در صورتی از این جمله استفاده کنید که او را از صمیم قلب و عاشقانه دوست بدارید. آن گاه تکرار آن چند مرتبه در طول هفته بلامانع است.

9- عاشق رقص و آواز هستید
دلایل نادرستی این عمل: آیا تا کنون جمله هایی نظیر : "من دوست دارم باهات برقصم" و یا "می خوام امشب با هم برقصیم" را بر زبان آورده اید؟ شاید او اصلا به شما توجه نکند و موضوع را جدی نگیرد و یا این تصور غلط در او ایجاد شود که شما دوست ندارید برای او نوشیدنی بخرید و یا حتی با او صحبت کنید. اگر تمام این دلایل برای متقاعد کردن شما کافی نیست پس یک چنین شرایطی را در نظر بگیرید: کسی که زیاد برقصد، تعرق کرده و تا انتهای شب بوی بدی خواهد گرفت.

در مقابل چه کاری باید انجام داد: خود را بیش از اندازه مشتاق نشان ندهید. شاید گاهی اوقات از شما بخواهد که با او برقصید اما همیشه لازم نیست که شما پیشنهادش را بدهید. مواقعی را که دوست دارد با شما برقصد حدس بزنید و در نیمی از موارد دست او را گرفته و به رقص دعوت کنید.

10- پرحرفی می کنید
دلایل نادرستی این عمل: آیا شما حراف خوبی هستید؟ لازم است زمانی را در کنار او به سکوت اختصاص دهید. پر گويي های بی پایان شما دیر یا زود باعث رنجش خاطر او می شود. پس تا بیش از این او را ناراحت نکرده اید از این کار دست بکشید.

در مقابل چه کاری انجام دهید: خانم ها از صحبت و مشورت پیرامون مسائل مختلف لذت می برند اما همواره 2 مطلب را به خاطر بسپارید: به او هم فرصت صحبت کردن بدهید و در طول مکالمه سوالاتی مطرح کنید که او از جواب دادن به آنها لذت برد.

 

مراقب رفتارتان باشيد

اگر میخواهید یک مرد ايده آل باشید ذهن خود را از کلیشه ها پاک کنید و نصایح ما را به کار بندید. شاید شما از آغاز تولد آموخته اید که خانمها دوست دارند صدای آواز خواندن همسرانشان را بشنوند اما در جهان امروزی این مطلب تا چه حد صحت دارد؟!

کلید حل تمام مشکلات میانه روی و حفظ تعادل است. لازم نیست به طور کامل از رفتارهای ذکر شده دست بکشید فقط کافی است حد تعادل را رعایت کنید. اگر کلیه رفتارهایتان را کنترل کنید میتوانید پیش روی همگان از وجود يكديگر لذت ببرید.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 1:16  توسط   | 


هـر مـردي كـه بسراغ اين مقاله مي آيد از علت اين كارش  آگاهي دارد. او اينجا نيامده براي اينكه نقطه نظر يـك زن را   در مورد روابط عاشقانه بخواند. او اينجا نيامده كـه خـودش  را از آنچه كه در ذهن جنس مخالفش مي گذرد آگاه سازد ( مردان بر اين تصورند كـه از ايـن مـوضـوع مـطلع هستند.  تا چه حدي در اشتباه مي باشند؟ ). و او اينجا نيامده بـه  دليل اينكه نامزدش اين مقاله را برايش ايميل كرده است.

هر مردي كه اينجا است، حضورش به اين دليل مي باشد  كه ميخواهد يك مسئله مشترك بين هـمـه مـردان را مورد  مطالعه قرار دهد: عشق دروغگويي آنها. احتمـالا مـرداني  كه اينجا آمده اند به دنبال چيزي مي گـردنـد كـه تـفريحات  مـورد عـلاقه اشـان را توسط آن اعتبار ببخشند. اعتبار بـه   معناي آن است كه عذر و بهانه اي براي تدام عملشان بدست آورند.

دست تو رو شده برام...

 

وقتي صحبت از دروغگويي مي كنيم، لزوما منظور دروغ گفتن به زنهاي ديگر نميباشــد. مـردان در روز روشـن بـا كـمـال خونسردي و مصونيت در مورد خيلي از مسائل، از تـعداد نامزدهايي كه تا حال داشته اند و ثروت گرفته تا تـعـداد پـرس سيـنـه اي كـه در بـاشـگاه بدنسازي ميزنند، به يكديگر دروغ ميگويند.

اجازه دهيد اين فـرضيـه را بـشكافيم. مـردها عاشق دروغگويي هستند، اما كاملا از اين امر ناخوشنود ميباشند. زنـها بندرت دروغ ميگويند، اما وقتي مي گويند آن قـدر داستان خوبي خواهد بود كه مي توان آنرا اساس يك سريال تلويزيوني 100 قسمتي قرار داد.

مرداني كه خود را درگير روابط عاشقانه ميكنند، مجبورنـد دروغ بـگوينـد. بخشي از علت آن است كه زنها مـردهـا را وادار به دروغگويي ميـكنند. يـك زن جذاب در حال رد شدن از عـرض خيابان است، به نفع يك مرد است كه بگويد او زشت و بد قواره ميـباشد، در غيـر اين صـورت ممكن است با ضـربات سـهمگين كيـف دستي همسرش بر سر خود مواجه گردد.

همسر شما داراي كمي اضافه وزن شـده، بـهتر است بگوييد او در بهترين شكل زندگي خود قرار دارد،  والا چـنـد هـفـتـه آتي زندگي شما همانند گم شدن در كوير لوت هيجان انگيز خواهد شد.

اما گذشته از اشتباهاتي كه زنـها مرتكب ميشوند، مردها هميشه مجبور به دروغگويي نيستند.ولي با اينحال آنها اينكار را همانند نفس كشيدن بصورت غريزي انجام ميدهند. دروغ همانند يك مسلسل درنده خو از دهان مردان به بيرون شليك ميشود.

اين دروغها اغلب نوك زبانشان است، آماده براي هر موقعيتي، و اغلب پر از حفره هايي مي باشد كه با آن مي توانند پنير سوئيسي را شبيه يك سد آبي بسازند.

 

... قصه ها تو بلد شدم

 

يك مورد ظريف: همسر يكي از دوسـتـان مـن زود تر از موقع معمول به خـانه برگشت كه به اصطلاح مچ شوهرش را بگيرد و مشاهده كردكه لباس زير شوهرش روي زمين افتاده و خود او نيز در حال استحمام ميـباشد. قبل از ايـنكه حتي او فرصت سؤال در مورد آنچه كه اتفاق افتاده است را داشته باشد، دوست من براي نجات از متـهم شدن به آنچه كه هرگز اتفاق نيفتاده و صرفا تصور همسرش بوده، به سـرعت برق داستاني سرهم بندي نموده و به زبان آورد.

" ميدوني راستشو بـخواي داشـتـم چرت ميزدم، خوابي ديدم كه وقتي بيدار شدم لازم بود دوش بگيرم..."

صحيح.

گذشته از داستان دروغين و مـنزجر كنـنده اي كه تعريف كرده، چرا لباس زيرش را همين طور روي زمين رها كرده بود؟

تنبلي؟ احتمالا -- مردان عموما موجودات تنبلي هســتند. ممكـن اسـت كـه بـهرحـال او دروغ گويي و داستان سرايي را راحتر از بلند شدن از روي مبــل و بــرداشـتـن لـباسها و انداختن آنها در سبد تشخيص داده باشد.

دروغ نگفتن ساده است چون تنها كاري كه بايد انـجـام دهـيـد اين است كه با خويشتن دروني خود با صميميت آشنا گرديد.

همه تقصيرات بـگردن مـردهـا نـيست. آنـها از هـمان لحظه تولـد بـا دروغ بزرگ شده اند. وقتي كه متاسفانه مي بـينند والـديـن خـود بـه عنـاوين مخــتلف ( همانند سن، شغل، درآمد، ... ) دروغ ميگويند، آنها نيز به طبع دروغگو ميشوند.

 

دروغگويي براي امرار معاش

آيا اين تصادفي است كه مردها اكثر شغلهايي كه با دروغ سر و كار دارند را تصاحب كرده اند؟

همگي مردها دروغگو نيستند، البته كه نه. اما تجربه نشان داده كـه ( 99 درصـد زنها در ايـن مورد از من طرفداري مي كنـند ) تنها مردهايي دروغ نميگويند كه يا پايبند به اصـول مذهبي بوده و يا زبانشان از دهانشان بيرون كشيده شده باشد.

اكنون اجازه دهيد سكه را برگردانيم. مردها اغلب دروغ مي گـويـنـد، امـا اغـلب اوقات آن دروغها بي ضـرر بوده و بـيـشتر از هـر چـيز بـراي نگهداري و حفظ ضمير و نفسشان بيان ميگردند. زنها از بيان دروغ انگيزه هاي ديگري دارند.

 

دروغهاي جزئي زنانه

زنها از دروغ گفتن متنفرند. اما برخلاف مردها، وقتي مجبور به دروغگويي مي شـونـد با مـهـارت و دقـت بـسيار داسـتـانهـاي پـر از فراز و نشيب تعريف كرده و با ظـرافـتـي خـاص مسئله را طوري مي پيچانند كه خودشان هم از اين كار خود متعجب ميگردند.

اگـر مـردها كمي زيرك تر بودند، هنگامي كه يك زن دروغ مي گفت، متوجه مي شـدنـد. در صفحه بعد با برخـي از نـشانه هايي كه زنها هنگام دروغگويي از خود بروز مي دهند آشنا خواهيد شد. ( تذكر: حتما ببينيد، وقت آموزش فرا رسيده! )

نشانه شماره 1

تماس تلفني غير ضروري                                                                            
بطور غير منتظره با شما تماس گرفته و اطلاعات بسياري را در مـورد ايـن كـه الان شـما كجا هستيد و براي ادامه روز چه برنامه اي داريد، جويا مي شود. 
 آيا او مشكوك بنظر خواهد رسيد؟      
نه واقعا، همسر شـما روي همه پاسخهايش توسط كاري كه فردا بر سرتان خواهد آورد، ماله خواهد  كشيد.                                                                                         در واقع سعي در انجام چه كاري دارد؟                                                         
او تلاش ميـكند كه بـسنجد چـه اندازه عذر و بهانه نياز دارد و اينكه درطـول روز كجا بوديد تـا شـما را از بـلوف زدن در آينده در مورد دانستن اينكه خودش در طول روز كجا بوده بـاز دارد.

نشانه شماره 2

دگرگوني و تغيير ناگهاني                                                                           
 
او كاري غير متعارف انجام داده و هنگاميكه شما علت آن را جويا مي شـويد، موضـوع را عوض كرده و بحث اعتماد را پيش ميكشد، و اينكه شما حق سؤال كردن از او را نداريـد.
در واقع سعي در انجام چه كاري دارد؟                                                         
به بيان ساده، او مي خـواهد مــوضوعي كه اغلب مردان از آن نگران و بيمناك هستند را مطرح كند؛ گفتگو در مورد "احساسات". براي از بين بردن شك و شبه هيچ روشي بهتر از آن نيست كه با يك مرد در مورد اعتماد سر يك ميز وارد صحبت و گفتگو شد.            
نتيجه نهايي؟                                                                                            
مرد ديگر سؤالي نخواهد كرد، زن نيز باخيال راحت براي پختن نهار براي مادرش به خانه او خواهد رفت.

نشانه شماره 3

ميزان مهرباني بسيار بالا است                                                                    

چيزي شك برانگيز تر ازاين است كه او به يـكـبـاره شروع به ابراز علاقه شديد و پوسیدن شما می کند.                                                                                                  
چه خبر شده است؟                                                                                     آغازيكسرپوش گذاري روي خطايي بزرگ كه شبيه ترور جان اف كندي مي باشد.      

مرتكب چه اشتباهي شده است؟                                                                
يك چيز خيلي خيلي بد. شايد با ماشين شما تصادف كرده!

 

نشانه شماره 4      

قيافه                                                                                                          كدام قيافه؟ قيافه اي كه او را عصباني نشان مي دهـيـد - يـك عـصـبـانيت بسيار شديد. نوعي عصبانيت كه مي گويد " من در مورد هر چيزي كه دروغ گفتم يا خواهم گفت حق دارم ". اين نشانه، نوع دگرگون شده نشانه شماره 2
مي باشد.                            
راهكارچيست؟                                                                                            مردها كار زيادي در مورد زنهاي عصباني از دستشان بر نمي آيد. هر نشانه اي در مورد دروغ مي تـوانـد بـاعث بروز عصبانيت، برانگيخته شدن احساسات و ايجاد صدمات گردد. در مورد اينكه او مرتكب اشتباهي نشده است صحبت  کنيد.                                   
آيا مردها درمانده هستند؟  بله.

 

اين مقاله را جدي نگيريد

زنها از دروغگويي متنفرند، آنها فقط در صورت لزوم مبادرت به اين كار مي كنـنـد. مـردها عـاشقش هستند چـون روي اشـتـبـاهات بزرگشان سرپوش مي گذارد. زنها مانند افراد حرفه اي دروغ ميگويند؛ مردها آماتور وار.

چيزي تغيير خواهد كرد؟ آيـا مردها خواهند توانست همانند زنها دروغ بگويند؟ نه. نياز به تـمريـن و كـار بسيار دارد. آيا لازم است بخشي از اين مقاله را جدي بگيـريد؟ خير. شما بايد اين مـقـاله را تنها بعنوان نگرش دروني ذهن زنان درنظر بگيريد و با چشمك زدن آنرا بخوانيد. يك نوشته سبك و بامزه به هيچكس صدمه اي نخواهد زد.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 1:4  توسط   | 


شخصيت انسانهارا مي تـوان بـا معيارهـاي گـونـاگوني به
دسته هاي مختلف تـقسيم بندي كرد. در اينـجا شخصيت
انسانها نخست بـا نحوه ارتباطشان با ديگران به دو دسته
درونگرا و برونگرا تـقسيم بندي شده است. مـتوجه باشيد
كـه هـر دوي ايـن دو نوع شخصيت كاملا طبيـعـي و نـرمـال
مي بـاشـد. برونگرايان به سوي جهان عيني متمايل بوده
و درونـگرايان به سوي جهان ذهني و غير عيني. شــما با
آگـاهـي يـافـتـن از خـصـوصيات شخصيتي هر دو گروه قادر
خواهيد بود با شناساييشان رابطه بهـتـري بـا آنـهــا برقرار
سازيد:

ويژگيهاي شخصيتي برونگرا

1- علاقه مند به وقايع پيرامون خود.
2- رو راست و معمولا پر حرف.
3- عقيده خود را با عقايد ديگران مقايسه ميكند.
4- اهل عمل و پيشقدمي در كارها.
5- بسهولت دوستان جديدي يافته و يا با يك گروه خود را وفق ميدهد.
6- افكار خود را بيان ميكند.
7- علاقه مند به افراد جديد.
8- بزرگترين وحشت وي آن است كه نكند پس از يك فاجعه هولناك آخرين بازمانده بشـر روي زمين باشد (ترس از قطع ارتباط با دنياي خارج و مردم.) تنهايي براي وي بسيار آزار دهنده ميباشد.
9- از تعامل و ارتباط برقرار كردن با ديگران انرژي ميگيرند.
10- خوش مشرب بوده اما زياد احساساتي نيستند.
11- ريسك پذيرند، سريع تصميم مي گـيـرند، اجتماعي هستند، درك آنها آسان است، شخصيت آنها در خلوت و حضور ديگران يكسان است، معاشرتي هستند.
12- پس از آنكه حرف خود را زدند به گفته خود مي انديشند. علاقه مند به كار گروهي. نقل هر مجلس مي بـاشنـد. موسيقي با صداي بلند و فعاليتهاي هيجان انگيز را بيشتر دوست دارند.
13- رنگهاي روشن را بيشتر دوست دارند. بيشتر از اعمال ديگران خشمگين ميگردند تا خودشان. اطلاعات شخصي خود را بسادگي با ديگران قسمت مي كـنند. رويكرد سريع الوصول را بيشتر ترجيح مي دهـنـد. تنها از روي تجارب زندگي خود درس مي گيرند و نه عبرت گرفتن از ديگران.

14- 57 الي 60 درصد از جمعيت را تشكيل ميدهند.

الــبته خصوصيات فوق هيچ ارتباطي با اعتماد بنفس داشتن فرد برونگرا ندارد يك برونگرا ممكن است اعتماد بنفس پاييني داشته باشد.

ويژگيهاي شخصيتي درونگرا

1- علاقه مند به احساسات و افكار خودشان. نياز به داشتن قلمرو شخصي. كـم حرف، ساكت و متفكر.
2- دوستان زيادي ندارد. در ارتباط برقرار كردن با افراد جديد مشـكل دارد. عـلاقـه مـند به سكوت و تمركز. از ديد و بازديد هاي غير منتظره و ناگهاني بيزار است.
3- كارايي وي در تنهايي بيشتر است. بـزرگترين وحشت وي آن اسـت كـه در يـك جــمع شلوغ قرار گيريد. ترس از آنكه فرديت خود را از دست بدهد. از فـعالـيتهاي انفرادي انرژي ميگيرد.
4- در بيـن انـبـوه مـردم بودن آنها را خسته مي كنـد. بـيشتـر از دسـت كـرده خـودشـان خشمگين ميگردند تا ديگران. معمولا كمرو هستند. دركشان مشكل است. اهـل ايــده و عقايد نو.
5- شـخصيتي مـتمايز در خلوت خود و در حضور ديگران دارند. مشـتـاق و احسـاسـاتـي مي باشند. معمولا احساساتشان را بيان نميكنند. در جـمع نا آشنا ساكت اما در جمع دوستان خود راحت مي بـاشنـد. تـمركزشان قوي است. براي تصميم گيري به زمان نياز دارند. پيش از حرف زدن مي انديشند.
6- از در ميان گذاشتن اطلاعات شخصي خود با ديگران ممانعت ميكند. مايل به رويكــرد آهسته اما دقيق مي بـاشد. بـا مشـاهـده درس مي آموزد (عـبــرت از ديگران) و پس از آموختن روش زندگي، زندگي خود را آغاز ميكند.
7- 25 الي 40 درصد از جمعيت را تشكيل ميدهند.

اين خصوصيات هيچ ارتباطي با كمرويي درونگرايان ندارد ممــكن است آنها خيلي هم با اعتماد بنفس باشند. %65 نوابغ را درونگرايان تشكيل ميدهند. 

را از لـحاظ آنكه چگونه اطلاعات كسب ميــكنند به دو گروه حسگر و الهام گر ميتوان تقسيم كرد:

حس گرها
تــمركز بر دنـيـاي فـيــزيكي، با حواس پنجگانه خود زندگي مي كنـنـد، شـواهــد عيني و محسوس را مي بينند، علاقـــمند به آن چه كه هست، واقع بين، عملگرا، درك جزئيات، تنها بديهيات و مشهودات را ميبيند، در زمان حال زندگي ميكند، نياز به دانستن حقايق و شواهـد دارد، سـاده و مــحافظـه كار و سنتگرا، لذات فيزيكي را بيشتر دوست دارد، بـا اعتماد بنفس، جاي جنگل درختان را مي بيند، معمولا بانكدار، پليس، ورزشكار، جراح و خلبانان جزو اين گروه ميباشند. علاقه مند به درك جزئيات.

الهام گرها
تمركز بر جهان معنوي و ذهني، از حس ششم، نداي درون و حدس و گـمـان اسـتـفـاده ميكنند، انتزاعي، علاقــمند به آنچه كه مي تواند وجود داشته باشد، آرمانگرا، خيالباف، علاقه مند به درك مفاهيم و كليات، ماوراء امور را مي نـگرد، از قياس، استعاره و تشبيه استفاده مي كند، بيشتر در گذشته و آينده سير مي كـند، تئوريسين و متفكر، اصـيل و پيچيده، علاقمند بـه چيزهاي جديد و غير متعارف،شكاك. هنرمندان، دانشمند، شاعران و فيلسوفان جزو اين گروه ميباشند. جاي درختان جنگل را ميبيند.

اكـنـون مـي تـوان افـراد را از لــحـاظ شـيوه تصـميـم گـيـريشان بـه دو گروه انـديشـه ورز و احساسي تقسيم بندي كرد:

انديشه ورزان
به واقعيت ارزش مي نهد، در تصميم گيري از منطق استفاده ميـكند، علاقمند به اهداف و ايده ها، متوجه استدلال غلط ديگران مي شود، پيروي از ذهن عقلگرا، صـادق در بيان افكارشان، نسبت به ديگران سختگير، رفتارشان با ديگران عدالت آميز است، معمولا به آنها برچسب سنگدل و بي احساس ميزنند، حرفهاي ديگران را بدل نمي گيرند، عينـي، منتقد، جو رسمي و مبتني بر منطق را ترجيح ميدهنـد، بــي احساس، ارزيابي ديگران برمبناي قوه دركشان ميباشد، مهندسان، دانشمندان و مديران جزو اين گروه ميباشند.

احساسي ها
ارزش نهادن به هارموني، در تصـمـيم گـيري خـود از احسـاسـات فـردي خـود اسـتـفـاده ميكنند، هنگامي كه ديگران احتياج به كمك و پشتيباني دارند متوجه آن مي گـردنــد، با قلب رئوف و احساساتي خود زندگي ميكنند، معـمولا حقيقت را پنهان ميكند تا شخص مقابل خود را آزرده خاطر نكنند، مهربان با ديگران، رحيم و بـخشـنــده نسبت به ديگران، به آنها برچسب احساساتي و ضعيف و سست ميزنند، حرفهاي ديگران را بدل ميگيرنـد، ذهني، همدل و دلسوز، جو دوستانه و گرم را ترجيح مي دهـنـد، نـازك نارنجي، ارزيابي ديـگران بر مبناي اخلاقيات، علاقمند به ديگران و احساساتشان. پـرستـاران، مـعـلـمـان، هنرمندان و كشيشها در اين گروه قرار دارند.

حال مـي توان افراد را از لحاظ آنكه زندگي خود را چگونه ميگذرانند و نحوه نگرش آنها به زندگي به دو گروه انتخابگر وسبكباران تقسيم بندي كرد:

انتخابگران
مصمم، سريع تصميم ميگيرند، زندگي را استوار و قابل كنترل مي كـنـنـد، پروژه ها را به سادگي به اتمام مي رسـانـد، سـازمـان يـافـته و منظم، جدي، قابل پيشبيني، از زمان بنديها و جداول زماني بعنوان راهنما سود مي برد، از امور غير مترقبـه بــيزار مي باشد، سخت كوش، تـمايـل دارد كـارها را هر چه زودتر بـه پـايـان بـرسـانـد، وظيـفـه شـنــاس و مسئوليت پذير است، ميتواند خيلي كوته فكر نيز باشد.

سبكباران
پيش از تصميم گيري ابتدا به شرايط خو گرفته و اطلاعات گرداوري مي كـنـد، زنـدگــي را انعطاف پذير و بدون تنش سپري مي كند، ترجيح ميدهد پــروژه را آغاز كند اما معمولا آن را به اتمام نمي رساند، در هم ريخته و بي نظم، بي خيال، هر كـاري پيـش بيايد انجام ميدهد، با فراغت خاطر كامل كارها را به انجام ميرساند، از اتـفاقات غافلگير كننده و غير منتظره لذت ميبرد، دمدمي مزاج است، پشت گوش انداز، بيش از حد روشنفكر اسـت، بي مسئوليت و وظيفه نشناس، غير قابل پيش بيني، از قـوانـيـن بـيزار و خواهان آزادي است.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 0:54  توسط   | 


هنگامي كه عشق از يك عامل رشد دهنده و سازنده خود
خارج شـده و جنبه اعتياد به خود ميگيرد بسيار آزار دهنده
و مخرب مي گـردد. اعتياد به عشق يك دلبستگي ناسالم
(خودآگاه و يا ناخوداگاه) به شخص، رابـطـه و يا خود عشق
اطلاق ميگردد. اعتياد به عشــق انواع گوناگوني داشته كه
يكايك به آنها ميپردازيم:

1- اعتياد به عشق هم وابسته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

ايـن نـوع اعـتـيـاد متداولترين نوع اعتياد به عشق ميباشد.
خـصـوصيـات افـراد مـعـتـاد هــم وابسته به شرح زير است:

  • فرد معتاد به عشق، زمان، تـوجه و ارزش مفـرطـي بـراي فردي كـه به وي اعتياد دارد اختصاص ميدهد.
  • به خود بي توجه بوده و براي خودش ارزشي قائل نميباشد.
  • قادر به تحمل همه چيز ميباشد غير از ترك شدگي و تنهايي.
  • داراي اعتماد بنفس  پـايـيـن اسـت. در تـعيين هويت خـويـش، دفـاع از خـويش و مراقبت از خويش دچار مشكل ميباشد.
  • با آنكه محتـاج يـك رابـطـه صمـيـمانـه اسـت امـا به طـور نـاخودآگاه قادر به تحمل صميميت و نزديكي نميباشد.
  • با كنترل منفي قصد كنترل رابطه را دارد: به شريك خود ميگـويـد چگونه بايد رفتار كند تا رضايت وي را تامين كند و يا بالعكس.
  • رابطه يك جانبه ميباشد. تمايل دارد عشق را با ترحم اشتباه بگيرد.
  • مسئـوليـت اعــمال ديگران را به طرز اغراق آميزي به عهده مي گـيـرد و بـيـش از وظايف قانونيش كار انجام ميدهد.
  • نياز شديدي به پذيرش و تصديق ديگران دارد. نيازمند به كنترل ديگران است.
  • هنگامي كه ميخواهد حق خود را مطالبه كند احساس گناه ميكند.
  • از تـنـهايي هـراسـان اسـت. بـه خـود و ديـگران اعتماد ندارد. دروغ گـو و هـمـواره خشمگين بوده و در تصميم گيري داراي مشكل ميباشد.
  • معمولا به سيگار، كار زياد، الكل و داروهاي مسكن اعـتـيـاد داشـتـه و يـا قمـارباز ميباشد.
  • تمام توجـه و دغـدغـه هاي زنـدگيش را به حل مشكلات شريك زندگيش معطوف مي كند و از علايق و منافع خودش صرفنظر مي نمايد.
  • براي تقويت اعتماد بنفس اندك خود به عوامل خارجي پناه ميبرد.
  • اعتماد بنـفـس وي با حـل مشكـلات و تسـكيـن درد و رنج هـاي شـريك زندگيش تقويت ميگردد.
  • هنگامي كه شريك زندگيش وي را دوست مي دارد احسـاس خـوشـايـنـدي پيدا ميكند و بالعكس.
  • ترس از خشم شريك زندگي و طرد شدن مبنا و تعيين كننده اعمال و رفتار معتاد ميباشد.
  • تمام آمال و آرزوهاي آينده معتاد به شريك زندگيش وابسته و عجين شده است.
  • براي جلب رضايت و مـراقـبـت از شـريـك زنـدگـي خـود دسـت بـه هـر گـونـه عمل فداكارانه اي مي زننـد. زيـرا از آن وحشت دارد كه نـكنـد شـريـك زنـدگيــش از وي ناخوشنود گردد چون فكر ميكند شريك ناراضي وي را ترك خواهد كرد.
  • نـاتـوانـي در تـعـيين حد و مرزهاي معقول: خـود را بـا شـريـك زنـدگـيـش يـك فـرد ميپندارد.
  • هنگامي كه شريك زندگيش خواهان رشد فردي ميباشد هراسان ميـگـردد چـون اين عمل را تهديد تلقي ميكند.
  • راه حلهاي مشكلاتش را در خودش جستجو نميكند بـلـكه در شـريكش ميجويد.
  • براي حس كامل بودن به شريك خود محتاج است.
  •  در واقع اين اعتياد ريشه در كودكي فرد معتاد دارد زماني كـه مـورد بـي مهري و طرد شدگي والدينش قرار مي گرفته است. بنابراين دنيا را مكاني نا امن يافته و ميپندارد نميتواند فردي دوست داشتني باشد. وي دست بـه هر عملي ميزند تا شريك زندگيش را كـنـار خـود حـفـظ كـنـد حـتـي اگـر شريـك زنـدگيـش مـعـتاد به مواد مخدر باشد. بنابراين ممكن است در برابر اعتياد وي سـكوت كـنـد تـا شريك زندگيش وي را ترك نكند بنابراين يك نوع معامله با يكديگر مي كنند. بـه عبـارتي ديگر به يكديگر "هم وابسته" ميگردند.

چهار نوع ديگر اعتياد به عشق...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
2- اعتياد به رابطه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پـيـوستن و ارتـبـاط بـا يـك فـرد بـراي پرهيز از تنهايي و احساس دوست داشتني نبودن. معتاد به رابطه حتي ممكن است با شخصي رابـطه بـرقـرار كـنـد كـه دوسـتـش نـداشته و كمترين عشقي نسبت به وي نداشته باشد و حـاضر اسـت هـرگـونه رنـج و عــذابي را تحمل كند اما تنها نماند. حتي اگر شريكش يك فرد سوء استفاده كننده و بد رفتار باشد نه تنها وي را ترك نميكند، بلكه مورد پذيرش نيز قرار ميدهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
3- اعتياد به عشق رمانتيك
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عشـق فـرد مـعـتاد رومـانـتـيك، سـر خـوش كننــده، پــر از روابــط جنـــسـي پــرحــرارت و خيالپردازيهاي شهواني مي باشد. فـرد مـعـتاد تـنها براي مدت كوتاهي شيفته فرد ديگر ميگردد و از نظر او هدف مورد علاقه آنها قابل تعويض ميباشد. هرچه تعداد شريك زندگي بيشتر بهتر. ايـن گونه افراد از فعل و انـفـعالاتي كـه در پـي احسـاس عـاشـقـي بـه آنــها دست مي دهد سرمست شده و پس مدتي كه اين احساسات و هيجانات فروكش كرد فرد معتاد نيز سرد شده و معشوقش را ترك ميكند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
4- اعتياد به عشق خودشيفته
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اينگونه افراد خودمحور، كنترل كننده، تملك جو، داراي تـوهم خود بزرگ بيني و احساس كامل بودن دارند، مصون از خطاي انساني. ايـن عاشقـها بـنـظر غـير صـميـمـي و از هـم گسيخته مي آيند. ممـكن است با افراد ديـگري بـه غـيـر از شـريـك زنـدگـي خـود رابـطـه جنسي برقرار كند. داراي اعتماد بنفس پاييني ميباشند. از اغوا، سـلطه گري و مضايقه كردن براي كنترل شريك خود استفاده مي كنند.ايـنگونه افراد عقيده دارند فرد مقابلشان از حق انتخاب و يا تغيير در رابطه برخوردار نميباشد. امـا اشتباه نكنيد آنان نيز به شريك خود اعتياد داشته و وابسته هستند. آنـان نيز از تنهايي و جدايي وحشت دارند. اين امر هنگامي نمود پيدا ميكند كه شريك زندگي ايـن افراد تصميم به جـدايي ميـگيرد آن زمان است كه معتاد خود شيفته دست به عملي ميزند تا رابطه را حفظ كند.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
5- اعتياد به عشق وسواس گونه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تجربه دلبستگي و خيالپردازيهاي محرمانه نسبت به يك فرد ميباشد. در واقـع يك عشق يك جانبه. فرد معتاد با قرار ملاقاتها و مناسبات مفرط (تماسهاي تلفني و درخـواستهاي ازدواج در همان ابتداي آشنايي) با فرد مـورد نـظرش قـصـد دارد وي را از آن خـود كند. يك شيدايي و عشق مسموم كه از اعتماد بنفس پايين و احتياج معتاد نشات ميـگيرد. بايد توجه داشت كه ريشه اعتياد بـه عشـق در اعـتـماد بـــنفس پايين ميباشد كه فرد معتاد بايد براي تقويت آن تلاش كند.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 0:50  توسط   | 


"نميدونم به چي فكر ميكنه چون اون هيچوقت درمورد
احساسش با من حرف نميزنه."

ايـن جـمـله بـه گـوشتان آشنا است؟ براي اكثر زنان واداشتن
شـوهـرشـان بـراي ايـنكه احـساسات دروني خود را با آنها در
ميـان بـگـذارنـد، كـار مشكلي بنظر ميرسد. در اين شرايط زن
احساس ميكند كه ناموفق بوده و براي مرد سوء تعبير پـيــش
مي آيد. اما در اين ميان موضوعي وجود دارد كه اغلب زن هـا
از آن بـي اطـلاع هستند. مردها ميخواهند صحبت كنـنـد. تحـت شـرايـط منـاسـب، آنـهـا سرتاسر شب به صحبت ميپردازند. اكثر مردان نياز دارند كه با همسرشان درد دل نموده و كمي سبك شوند. اما رمز و راز واداشتن همسرتان براي بيان احساساتش چـيسـت؟

راز شماره 1
مردان حقيقي از عدم پذيرش وحشت دارند -- واقعا!
اين درست است. اغـلب مـردها احساس مي كنند كه زنها در مورد آنها بسيار منتقدانه رفتار مي نمايند، و نگران اين هستند كه نكند بعد از بيـان آنچـه كـه در ذهنشان ميگذرد توسط همسرشان مورد استهزاء قرار گرفته و به عـلت عـدم پذيش او تحقير شوند. براي زنها مهم اسـت بدانند كـه نفس و شخصيت يك مرد شكننده تر از نفس و شخصيت آنها بوده و آسانتر مورد تهديد قرار ميگيرد. اين موضوع بخصوص زمانيـكه يك مرد در رابطه اي نـزديـك و صمـيـمانه بـا هـمسرش قـرار گرفته است بيشتر نمود پيدا مي كند: او مشتاق تصديق و عكس العملهاي مثبت همسرش بوده و دوست داردبداند كه موجب خشنودي او شده است.بنابراين اگر مردي احساس نمايد كه شما تصميم داريد در موردش قضاوت كنيد، و يا بدليل گفتـه هـايش به گونه اي متفاوت به او نگاه كنيد، مطمئن باشيد كه وي صحبت نخواهد كرد.

داوري كردن در مورد شريك زندگي به معناي اجازه دادن به او بـراي بيان ذهنياتش نبوده و شما را مشتاق براي شنيدن حرفهاي او نشان نخواهد داد.منـظور اين نيست كه شما نظر و ايده اي نداشته باشيد و يا نتـوانيد آن را در فرصـتي بيان كنيد. يك مرد جهت بازگو نمودن درونش لازم است احساس كند بدليل آنچه كـه هست مورد پذيرش حقيقي قرار گرفته، نه به دليـل آنـچه كه ممكن است شما دوست داريد باشد. صبر و بردباري نماييد. اگـر عـجـولانـه تـوسط پيشنهاد دادن نقطه نـظرات خـود با گفتن جملاتي از قبيل "خوب، اشتباه ميكني، من قبول ندارم" يا "از كجا اين فكر مسخره بـه ذهنـت رسيــده"، در برابر عقايد او عكس العمل نشـان دهيـد، هـر مـردي از سـخـن گفـتن بـاز خواهد ايستاد. آنها نگران آن هستند كه مبادا حرفي بسيار خصوصي از دهانشان خارج شـود كـه مطابق با تصور ذهني شما از آنها نبوده و يا تصويري كه بروز از خودشان در ذهن شما ايـجاد كرده اند را مخدوش كند.

يـك مرد داراي ايده هاي متفاوت بسياري در موضوعات مختلف زندگيش اسـت -- حتـي در طـول يـك هفـتـه و يـا يـك روز مي تواند بسيار متفاوت عمل نمايد. به او اجـازه دهـيـد جنبه هاي مختلف خود را بشما نشان دهد.اگر بتوانيد از انتظارات خود صرفه نظر نموده و حقيقتا سعي در شناخت هويت و ماهيت او نماييد،وي فورا اين موضوع را حس كرده، احساس راحتي زيادي نموده و از صحبت كردن با شما لذت خواهد برد.


راز شماره 2
شما نيز درون خود را آشكار كنيد
بين زوجين بيان احساسات دروني بايد به صـورت متقـابـل انـجام بگيرد. هر فردي داراي مشكلات، دغدغه ها و مسائل پنهاني در صندقچه قلبش مي بــاشد. بسياري از مردان تصور مي كنند " اگر اين مسـائـل را به او بگويم، تركم خواهد كرد." شما مجبوريد نشان دهيـد كـه جـريان ايـن نيست. به اين منظور براي او از خود چيزي را فاش كنيد كه نشان دهد به همان اندازه اي كه او به شما اعتماد دارد، شما نيز به او اعتماد داريد.

هنگاميكه او شروع بـه بـيان احساسات دورني خود ميكند، به آنچه كه ميگويد گوش فرا داده، قدمي به جلو بـرداشته و در عـوض پيشنهادي مثبـت ارائـه دهيـد. بعد از اينكه وي مسئله اي خصوصي را ابراز نمود، چيزي شبيه اين بگويد "خوب، اينكه چيز بدي نيست من بدتر از اينها بودم." يا "من واقعا آن چيزي كه اتفاق افتاده را تحسين مي كنـم." و آن چيزي از داستان را كه واقعا مي پسنديد انتخاب كنيد. ( از مسائل ساختگي دوري كنيد چون موضـوع لوس شده و تبديل بـه دست انداختن خواهد شد. مردم هميشه ميتوانند متوجه شوند كه كسي آنها را دسـت انـداخـته و اين موضوع هيچ گاه ثمر بخش نخواهد بود.) به او اجازه دهيد بداند كه شما جانبدار او هستيد و با تجربياتش تنها نخواهد ماند.

در حاليكه عملا نشان ميدهيد، مطمئن شويد كه از او طرفداري ميكنيد. بسياري از زنها فقط به اين دليل به داستانهاي شوهرشان گوش مي دهند كه به او بگويند كه چقـدر در مورد آن در اشتباه بوده است. آنها طرفداري شخص ديگري را ميكنند. با ايـن حـال مـهـم است كه موضوع را از اين نقطه نظر بنـگريد: اكنـون زمـان درس دادن بـه او نـيست، بلكه زمـان "ايـجاد دوستي و مودت" است. وقتي دو نفر پيمان دوستي مي بندند، بـه تـبـادل متقابل تجربيات خود پرداخته، و به همين دليل احساس نزديكي و آسودگي مي كنــند. اين جـا شـما در حال ايجاد سازگاري و تفاهم مي باشيـد، احساسي كه هر دوي شما سياره اي يكسان را اشغال نموده و در دنيايي متشابه زندگي مي كند.

اينكه چه تعدادي از مردان احساس تنهايي شديد مينمايند، شگفت انگيز است. نه تنها بـه آنهـا آمـوزش داده شـده اسـت كـه هـميشه سـاكـت بـاشـنـد، ايـن تـصور غلط نيز در ذهـنشان پـرورانده شـده كه صحـبـت نـمودن در مورد احساسات دروني عملي به دور از شان و منزلت مردان بشمار ميرود.عـكس العملهاي مثبت و صادقانه شما بسيار ضروري است. اگر بـه ايـن نـحو رفـتـار نـماييد، شـوهر شما احساس خواهد كرد كه كسي وجود دارد كه او را درك كند، و آنگاه حتي بيشتر و بيشتر از ذهنياتش برايتان خواهد گفت.

راز شماره 3
گذشته را فراموش كنيد
آيـا تـا بـه حـال بـا شـوهـر خـود "گـفـتـگويي" داشـتـه ايـد كه به بگو مگوهاي مـربـوط بـه نارضايتي هاي گذشته،اشتباهاتي كه انجام داده،اذيت و آزارهايي كه بشما روا داشته، و آنچه كه اكنون مديون شما است، منتهي شده باشـد؟ چنـيـن مـوضوعي تقريبا در هر رابـطـه اي اتــفاق مي افتند اما واقعيت باقي مي مـاند؛ مـردها وقـتـي آمـدنـش را حـس ميكنند، آشفته حال شده و عقب مي نشينند.

وقتي مردي از اين وحشت دارد كه صحبتهايش در آينده تـحـريف و سـوء تـعبـير شده، به ديـگران گــفته شده و يا عليه خودش مورد استفاده قرار گيرد، بيان احسـاسـات بـرايـش غير ممكن مي شود. و تنها راه عبور از اين تله ارتباطي اين اسـت كـه بدانيد آنچه كه در گذشته اتفاق افتاده، و هــر آنچه كه او انجام داده و يا گفته، شما نيز درگـيـرش بوده ايد. روابط همگي مانند رقص هستند. هيچكس خوب مطلق و يا بد مطلق نيست. در واقـع، بجاي در نظر گرفتن يك فرد به عـنـوان شخصي بد يا خوب، بهتر است كه نقشهاي بازي شده در روابط و نحوه گرفتار شدنمان در نـقشهايـي كه قدرت رها ساختن خود را از آنها نداريم، مورد توجه قرار داده شوند.

بـراي مثـال بـرخـي از زنـها عـاشق بازي نمودن با قرباني عشق خود هستند. آنها براي اعتبار بخشيدن و توجيه كردن احساسـات خودشان و نيز  احساس قدرتـمندي در بـرابـر شريك زندگي خود، اشتباهات و خطاهاي گذشته او را بهانه ميــكنند. در حقيقت ممكن است با اين روش مدتي او را براي خود نگه دارند ولي آنچه كه مشخص است اين رابطه متزلزل بوده و در آستانه شكست قرار دارد.

اگر ميخواهيد اين وضعيت تاسف بار زندگي زناشويي را تغيـيـر داده و يـا از آن پيشگيري كرده و به شوهرتان كمك نماييد تا راحت با شـما حـرف بـزند، اين راه را امتحان كنيد: به سهم خود در شرايطي كه پيش آمده مسئوليتي را بعهده بگيريد و ببينيد كه به چه نحو در مورد اتفاقي كه روي داده مـمكن است دخيل بوده باشيد. البته اين موضوع به معناي مقصر دانستن خود نيست. به شرايـط با ديدي باز بـنـگريد. به روي تمام مسـائلي كه او "درست،" و نه "غلط" انـجـام داده، تمركـز كـنـيـد. اگـر نــياز به راهنمايي بيشتر داشتيد، ليستي از آنچه كه در رابطه تان عايد شما شده است، و آنـچـه كه شما در عوض نصيب شـوهـرتـان نـموده ايد، تـهيه كنيـد. بـه زمان هـايي كـه شما نيز مرتكب كوتاهي و قصور شده ايد، و به راه هايي كـه هـر دوي شـما تـوسـط آن رشد يافته و تغيير كرده ايد، توجه نماييد.

توانايي بخشش ديگران ممكن است فقط بـسادگي دانستن اين باشد كه آنچه در مورد او يكسال پيش حقيقت داشته ( و نيز در مورد خـود شما ) شايد اكنون حقيقت نداشته باشد. در زمان حال متمركز باشيد. يك ارتباط ماندگار و راستين مستلزم داشتن قابليت ماندن در زمان حال و فراموش كردن گذشته ميباشد


راز شماره 4
شنونده اي استوار و ايمن باشيد
آيـا داشتن روابط صادقانه امكان پذير است؟ فرض بر اين است كه همه افراد بـراي صـادق بودن تلاش مي كنـنـد. حـقيـقت اين است كه تعداد اندكي چنين هستند. و دليل عمده عدم صداقت اين است كه عواقب و نتايج آن خوب و قابل توجه مي بـاشد. اغـلـب مردان احساس مي كنند كه زنهـا مي خواهد و نياز دارند كه دروغ بشنوند چون قادر به پذيرش صادقانه حقيقت نيستند. برخي از مردها تصور ميكنند كه از بيان حقايق زندگي خود به هـمسرشان وحشت دارند چـرا كـه باعث آشفتگي و اضطراب وي خواهد شـد. در واقـع، بسياري از زنان براي كنترل شوهر -- و رابطه -- خود از احساساتشان استفاده ميكنند. آنها پاسخهاي بخصوصي را از شوهر خود طلب مي كـنند و در صورتي كه آن پاسخها را دريافت ندارند، احساس پريشاني خواهندنمود.سپس وقتي شوهرشان دهان نگشوده و صحبتي نمي كند، متعجب ميگردند.

متاسفانه، بسياري از زنان تصوراتي قدرتمند از چگونگي احسـاس و تـفكر يك مرد را نيز در سـر مـي پرورانند كه اين نـوع خـيـال پـردازي بـاعث ويراني حقيقت شده، و بـنـابـراين اين گـونه بـه مردان اجازه ميدهند كه از طريق طرز برخوردهاي مختلف متوجه شوند كـه نيازي به بيان حقيقت نداشته و آنها نيز تمايلي به دانستن حقيقت ندارند.واضح است؟ اكثر زنها در اين مـورد مقصرند، امـا اشـتياق بـراي گوش دادن به آنچه كه او مجبور است بگوييد سرآغاز يك رابطه  كامل حقيقي محسوب ميگردد. اين باعث مي شود تا يك مرد احـساس كند شريكي ثابت قدم دارد كه در پستي بلندي هاي زندگي همراه او خـواهـد بود.

اگر براي خروج از ايـن تصورات غير واقعي آمادگي داريد، زمان آن رسيده كه سه چيز را از خـود سـؤال كنـيد. چه ميزان از حقيقت را ميتوانيد تحمل كنيد؟چقدر واقعا نياز داريـد؟ آيا از شوهر خود مي خواهـيـد كـه تـصـويري خيالي بـراي شما باشيد، و آيـا مشتاقيد به او اجـازه دهيـد حقيقي گردد؟ اينها سؤالاتي بزرگ هستند. شايد نتوانيد همين حالا تمام واقعيت را به يك باره دريابيد، اما قطـعـا مـي توانيد عـضلات بردباري خود را پرورش داده و در مسيري مستقيم حركت نماييد.

به طرز عجيبي، همه تصور مي كنيم كه تخـيـلات بـاعـث ايـجاد احساسي شگرف در ما ميگـردد، اما در واقع، هر قدر بتوانيم حقايق بيشتري را دريابيم، نيرومندتر رشد خواهيم كـرد. تـوانـايي پـذيرش حقيقت از ديگران همچنان كه متوجه مي شويم امنيت واقعي نه از تصديق ديگران بلكه از صادق بودن با خود نشات ميگيريد، افزايش مي يابد.

راز شماره 5
با خودتان صادق باشيد -- آگاه باشيد
اين پرسشي قديمي ولي خـوب است: اگر با خودمان صادق نباشيم چگونه ميتوانيم با ديگران صداقت داشته باشيم؟بهترين روش كمك بـهر مـرد براي بيان راحت احساساتش اين است كه ابتدا خود شما راحـت بـوده، طبـيعي رفـتـار نـمـوده صادق بوده و جو گرم و قابل پذيرشي ايجاد كنيد. كساني كـه در زنـدگـي بـا آنـهـا مـواجـه مـي شويم انـعــكاس بـخشهاي مختلف خودمان هستند و ما افرادي را جذب مي كنيم كه هركدام بنـحوي ما را در عشق ورزيدن به بخش ديگري از خودمان ياري مي كنند.

به همين دليل است كه عناوين مصرح شده در اين مقاله را نه تنها در مورد مردان، بلكه بايد در رابطه با خـودمـان هـم بكـار بـبـنديم. بــراي مثال آيا شما قادريد از قضاوت درمورد خودتان بگذريد؟ آيـا نارضـايـتي حـاصـل از اشتـبـاهاتي كـه در گذشته مرتكب شده ايد را پايان ميدهيد؟ و آيا هميشه در انجام اشتباهاتي كه مرتكب شده ايد پافشاري ميكنيد؟ وقتي با خود به اين طريق رفتار مي نـمايـيـد، طبـعـتا با شريك زندگي خود نيز به همين مـنوال رفــتار خواهيد كرد. اگر شما در جواني هميشه مورد بد رفتاري قرار گرفته و يـا در برخي از مسائل احساس كمـبود نـمـوده بـاشيد، احـتمـال دارد هميـن رويـه را در مــورد شوهرتان در پيش بگيريد.

آگاهي در اينجا نقش تعيين كننده اي دارد. اگر مي خواهيد فضاي پوياتر و باز تري را بين خود و شوهرتان ايجاد كنيد، فهرست دقيقي از نـحوه رفـتار و مراعات خود با خود و نحوه برخورد نـزديكانتان در گذشته با خود را تهيـه كنـيد. اگر صدمه ديده ايد، اين فرصتي براي شما خواهد بود كه تصميم بگيريد ديگر زندگي خود را بر اسـاس معـيـارهـاي گذشته بنا نكنيد. آنرا تغيير دهيد. تصميم بگيريد در بـرابـر خـود و كـسي كـه با او هستيد، مهربان و پذيرا باشيد.

گاهي اوقات ما در برابر فرد ديگري تسليم ميشويم به اين انتظار كـه او نـيـز همين كار را انجام دهد. وقتي آن محقق نميشود، خشمي پنهاني شروع به پيدايش ميكند. چنـيـن حالتي باعث بروز رفتارهاي متـنـاقـص و عـدم صـداقـت با خود و ديگران خواهد شد. براي رسيـدن بـه عدالت واقعي بايد بدانيد كه به همان اندازه اي كه مي بـخشيد، بـه هـمـان انـدازه هم بدست مي آوريد. وقتي به فردي احترام و توجهي مطلق را روا مي داريـد، آن احترام و توجه را به خود نيز مبذول مي نماييد. شما بهترين روش را در پيش گرفته ايد و اثرات و نتايج سودمنـد آن ديـر يـا زود نـمايـان خواهند شد. زمانيكه با ديگران طوري رفتار ميكنيد كـه مـورد احـترامتان است، درحقيقت حسي از ارزش و اعتبار را ايجاد مينماييد.

با خودتان صادق باشيد و متوجه خواهيد شد كه اين عمل مسري است. شريك زندگـي شما به همين منوال رفتارش را پيش خواهد گرفت. او بصورتي راحت و طبيعي صحبــت كرده و احساست واقعيش را ابراز خواهد نمود.

برگرفته از سایت Tiztaz

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 0:32  توسط   | 


اگر در يافتن جفت خود منتهاي كوشش خود را نموده ايـد
و در اين زمينه بموفقيت چنداني دست نيافته ايد، ممكن
است وقت آن رسيده باشد كه درباره ديدگاهتان نسـبــت
بجستجوي عشق حقيقي تجديد نظر كنيد. در اين بخش
با پنج اشتباه متداول زنان در بازي عـشق آشنا ميشويد.
اگــر بـرخـي از ايـن دلايــل بــرايــتـان آشــنــا بــود، خـود را
سرزنش نكنيد. فقط بدانيد كه لياقتتان بيشتر بوده و عهد
ببنديد كه براي بهتر بودن تغيير نماييد.

- اگر فكر كنيد كه عشق هرگز شما را پيدا نخواهد كرد، چنين نيز خواهد شد بسـيـاري از زنـان نـاامـيديـهــاي رومانتيكشان آنها را متقاعد نموده كه براي ايـنـكه مـورد محبت و توجه ديگران قرار بگيرند، به صـورت ذاتــي چيزي درونشان وجود ندارد. آنها مثلا ميگويند: "كي حاظر ميشه با من ازدواج كنه؟ مطمئنم كه تا آخر عمرم تنها ميمونم."

بطور واضح چنين زناني همانند من و شما شايسته و سزاوار عـشق هستند. ( بله، ما سزاواريم!) اما آنها داراي مشخصه اي ترسناك مي باشند كه مي تـوانـد بـراي سـالهاي متمادي باعث تنها ماندنشان گردد: "پيشگويي كامبـخش." يعني مسـئـلـه اي واقعـيـت مي يابد چون مردم  انتظار واقعـيتش را داشته و بگونه اي رفتار ميكـنند كـه باعث اتفاق افتادن آن گردد. پيشگويي كامبخش مسري نيست اما سبب ميگردد تا ارتـباطات بالقوه به سويي مخالف بحركت درآيـنـد. آن يـك بيـماري مـوذي اسـت. بـطور فيــزيكي، بيمار را دست نـخورده باقي ميگذارد. اما هر قدر فردي بيشتر بگويد، "من هرگز عشقي نخواهم يافت،" احتمال وقوع چنين انتظاري افزايش ميابـد. بـطور متـضـاد، هـر انــدازه افق ديدگاه كسي روشنتر باشد -- " من چنـان آدم شـاداب و بـا طــراوتي هستم كه حتما همدمي پيدا خواهم كرد" -- پيشگويي آينده رومانتيك او نيز روشنتر خواهد بود.

اگر شما جزء كساني هستيد كه افكارشان از دريغ و افسوس پر شده است،دست بكار شويد: مجله اي تاسيس كنيد. هر روز چيزي دوست داشتني درمورد خودتان بنويسيد. اين كار به مرور زمان آسان تر خواهد شد. حتي مي تـوانيد با برخي از دوستان نزديك يا اقوام خود هم فكري نماييد تا آنها بتوانند دلايلي كه فكر